

کور شدن با چشموهمچشمی به قلم فریبا اسدی
با وجود مشکلات شدید اقتصادی متأسفانه برخی افراد خود را با چشم و همچشمیهای افراطی کور کرده و از مشاهده زیباییهای زندگی محروم میکنند.
فراوانی نابهنجاری چشموهمچشمی
بر اساس تحقیقات حدود ۲۵ درصد از افراد جامعه درگیر نابهنجاری چشموهمچشمی هستند که ۱۰ درصد آنها به علت مشکلات روانی و کمبودهای دوران کودکی و ۱۵ درصد دیگر رفتار آنان ناشی از رقابت منفی و حسادت است. از نمودارهای بارز آن میتوان از ولادت تا مرگ را در بین افراد مشاهده کرد. از نامگذاری عجیب و غریب نوزاد تا میهمانیها و جشن نوروز، مدل ماشین، میزان جهیزیه و تعیین مهریه اغلب از روی چشموهمچشمی تعیین میشود. در مراسم معنوی و مذهبی نیز اخیراً بسیار شاهد این موضوع هستیم از جمله سفرههای رنگارنگ به نیت گرفتن حاجت که موجب کمرنگشدن ارزش معنوی شده است.
بلوغ فکری و چشموهمچشمی
چشموهمچشمی در یک فرد به این معناست که وی هنوز به بلوغ فکری کامل نرسیده است و در واقع همیشه سعی دارد که ضعف درونی خود را با ظواهر بیرونی جبران کند. هرچند به طور معمول خانمها به این چشم و همچشمیها بسیار مشهورترند اما در میان آقایان نیز ممکن است اتفاق بیفتد و وضعیت شغلی و کاری خویش را در معرض اختلال قرار دهند.
علل بروز رفتار چشموهمچشمی
از این پدیده با داشتن جنبههای منفی نمیتوان نتیجهی مثبت انتظار داشت و در میان افرادی که مشغلهی فکری کمتری دارند بیشتر مشاهده میشود. از علل بروز این رفتار میتوان به ناآگاهی، تجملگرایی، داشتن اعتقادات ضعیف به دنبال مد رفتن، غلبهی احساسات بر تعقل، تبعیت از فرهنگهای بیگانه بدون شناخت و ارزیابی دقیق آن فرهنگ، عدم تشخیص نیازهای واقعی خود و خانواده را میتوان نام برد.
حسادت و همانندسازی
به گفتهی روانشناسان جنبهی حسادت فردی نیز در این زمینه نقش مهمی را ایفا میکند، زیرا افراد حسود به نوعی در پی همانندسازی با دیگران هستند و تمایلی نسبت به تمایز با اطرافیان خود نداشته و میخواهند همانند آن چیزی که مورد تأیید نظر دیگران است خود را نشان دهند.
پیامدهای چشموهمچشمی
از پیامدهای چشموهمچشمی میتوان به عدم رضایت از زندگی، نداشتن آرامش، بدهکاری و نرسیدن به اهداف، ازمیانرفتن روابط پسندیده، گمکردن وجود خویش اشاره کرد. اعتیاد، طلاق، فقر و اختلافات خانوادگی از نتایج آن است.
تغییر ارزشها در جامعه
از سوی دیگر وقتی که در جامعهای ارزشها تغییر پیدا میکنند و داشتههای مادی، جای ارزشهای معنوی را میگیرند، افراد برای بهدستآوردن جایگاه اجتماعی میکوشند خود را به ابزار روز مجهز سازند. البته جایگاه رسانهها از اهمیت ویژهای برخوردار است بهطوریکه اگر بهجای معرفی و توجه مفاهیم عمیق زندگی به مادیات و تجملات دامن بزنند و خوشبختی را در رقابتهایی مانند خرید انواع محصولات جدید به مخاطب نشان دهند، بیشک افراد جامعه قدرت تشخیص ارزش واقعی را از غیرواقعی پیدا نخواهند کرد و بهجای اینکه به فکر ایجاد آرامش در خانواده باشند موجب ناراحتی و توقعات غیرمعقول میشوند.
تأثیر مادیات و معیارهای زندگی
البته گاهی اوقات تنها مادیات نیست که موجب چشموهمچشمی میشوند، بلکه ازدواج موفق، کودکان فوقالعاده و شغل تأثیرگذار و مواردی از این قبیل که موجب استاندارد قرار دادن برای زندگی میشود و فرد نمیتواند بهغیراز این معیارها به چیز دیگری فکر کند.
باور به موفقیتهای فردی
تا زمانی که افراد موفقیتها، شایستگیها و تواناییهای فردی خود را باور نداشته باشند احساس میکنند دیگران بهتر از آنان هستند و باید خود را مانند آنها شبیهسازی کنند، زیرا قضاوت آنها برایشان بسیار اهمیت دارد. به عبارت دیگر چشموهمچشمی ارتباط مستقیمی با میزان پذیرفتهشدن اشخاص از سوی خودشان دارد.
راهکارهای درمان چشموهمچشمی
افرادی که گرفتار این مشکل هستند اگر بجای تقلید در تجملات در اموری تقلید کنند که برای آنها و خانوادهشان سازنده و مفید است میتوانند از چنگال خودنمایی نجات پیدا کنند و اگر معیارهای ارزشی در ذهن فرد جایگزین شود از وابستگی به سلیقهی دیگران رها میشود و میتواند با خیال آسوده معیارهای اخلاقی و رفتاری خود را به کار ببندد.
مسئولیتهای اجتماعی در درمان
برای درمان معضل از سوی مسئولان باید فضای جامعه را از رقابتهای ناسالم سطحی و زیانبار خارج کنند شاخصهای موفقیت را از تمام شخصیتها و عوامل موجود در جامعه از طریق رسانههای جمعی و فراگیر و ابزارهای تبلیغی در بین مردم رواج دهند تا آحاد جامعه بهویژه نسل جوان که سرمایههای ارزشمند و جاری یک مملکت است در گیر چشموهمچشمی و رقابتهای ناسالم نشوند.
تأمل در زندگی اطرافیان
با اندکی تأمل در زندگی اطرافیان میتوان به لزوم درمان این رفتار پی برد؛ زیرا بسیاری از دعواها و جنجالهایی که زوجین را به ناراحتی و سردی و گاهی تا طلاق میکشاند این است که چیزی فراتر از زندگی معمولی خویش میخواهند و گمان میکنند دیگران از آنان خوشبختترند، درحالیکه آنان جنبه ظاهر زندگی مردم را در نظر میگیرند و از باطن آنها خبر ندارند و چهبسا این چشم و همچشمیها نانآور خانواده را که از سوی همسر و فرزندان تحتفشار است مجبور به درآمد نامشروع کرده و برای در امان ماندن از سرکوفت شنیدن به اعمالی چون ربا، رشوه، کمفروشی، خیانت در امانت و غیره روی میآورد.
نتیجهگیری
برای لحظاتی باید نشست و اندیشه کرد که اگر انسان مالک اموال و موقعیتهایی که دیگران دارند بشود آیا آن وقت آرام خواهد گرفت و چیز دیگری طلب نخواهد کرد؟ قطعاً که چشموهمچشمی مانند آب دریایی است که بهواسطهی شوری هرچقدر یک تشنه از آن بنوشد نهتنها سیراب نمیشود؛ بلکه بر تشنگیاش افزوده میشود و این همه دویدن و نرسیدن به مقصود در دنیا موضوعی است که بشر همیشه به بیهودگی آن پی برده است. در اینجا بد نیست دو بیت از اشعار حکیم سخن سعدی به میان آوریم:


تصویر فرعی مقالات فریبا اسدی
بسی صورت بگردیده است عالم
وزین صورت بگردد عاقبت هم
عمارت با سرای دیگر انداز
که دنیا را اساسی نیست محکم…
نویسنده و پژوهشگر آسیبهای اجتماعی