لبخندهای اتفاقی نصفه‌نیمه

لبخندهای اتفاقی نصفه‌نیمه
5
(1)

لبخندهای اتفاقی نصفه‌نیمه به قلم فریبا اسدی

یک چهره‌ی زندگی یعنی هر صبح که آغاز و یک ورق جدید اضافه می‌شود،  یک نفر از میان ما کم می‌شود؛ انگار بین این اضافه شدن و کم شدن تا همیشه رقابتی تنگاتنگ پا برجاست !
اصلا به اختیار ما نیست این آمدن و رفتن‌های‌ پی در پی و بی وقفه ، و‌ نه جای اعتراض به این قانون بی قانونی که نشانه حکمت محض است و روایت عدل .
افسوس که عادت کرده‌ایم خاطره‌ها را عزیز بداریم و خاطرها را پریشان کنیم!
راستی چرا به چشم نمی‌آیند همین روزهای خوب میان طلوع  تا غروب ، پیش از آن که آغشته شویم به بوی خاک و خاطره ای در امتداد تمام لحظات؟
اما در این بازی عمر تیز پای دونده، هوای نه آفتابی و نه ابری، هنوز هم  لبخندهایی اتفاقی و نصفه نیمه بر لب می درخشند که برای چند لحظه آدمی  را از خاموشی و خستگی خارج می کند که باید غنیمت دانست.

 

توصیه میکنیم به مطلب زیر نیز سر بزنید.

مجموعه داستان کوتاه خیابان رسالت

شما چه امتیازی به این پست میدهید؟

تعداد ستاره های این پست را انتخاب کنید.

میانگین امتیازات 5 / 5. تعداد ثبت امتیازات: 1

اولین نفری باشید که به این مطلب امتیاز میدهید.

اشتراک در
اطلاع از
guest
2 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها