

گزارشی با عنوان تولد بر بال فرشتههای بالگرد الیگودرز به قلم فریبا اسدی: خدمات اورژانس هوایی در مناطق دورافتاده مانند الیگودرز نقش بسیار مهمی در نجات مادران باردار ایفا میکند. با توجه به شرایط جغرافیایی خاص این مناطق، زایمان هوایی تنها راه دسترسی به خدمات پزشکی تخصصی برای بسیاری از مادران است. بالگردهای اورژانس با تجهیزاتی پیشرفته، در کمترین زمان ممکن به یاری مادران باردار میشتابند و احتمال بروز عوارض ناشی از زایمان در شرایط سخت را به حداقل میرسانند
شاید کمتر کسی باشد که برخاستن گاهوبیگاه بالگردها را بر فراز آسمان شهر لالههای واژگون ندیده باشد. آن سرنشینان فرشتههایی هستند که گاهی مأموریتشان به دنیا آوردن نوزادی میان زمین و آسمان است وقتیکه درد زایمان برای زنان عشایر بازی مرگ و زندگی را رقم میزند، با شتاب پرواز میکنند و جادههای صعبالعبور را سهلالوصول مینمایند.
شاید زن عشایر خواندن و نوشتن را نداند اما فلسفه کوچ را خوب تعلیم میدهد. کوچ یعنی زندگی میان طلوع و غروب اما دل نبستن. او از هیچچیز واهمهای ندارد زیرا تا به یاد دارد هر پاییز و بهار از زمینی به زمین دیگر پناه برده و بساط مختصر زندگیاش را به دور از هیاهوی شهر گسترده و تمام سالهای جوانی و حتی میانسالی را علاوه بر مدیریت خانواده، یا باردار بوده یا نوزادی را شیر داده است. وی از دیر باز به دلیل مسدود بودن جاده در فصول مختلف زندگیاش با خطری جدی مواجه بوده است ولی اکنون فرشتههای بالگرد تنها نجاتدهنده او به شمار میروند.
در این زمینه گفتگویی تلفنی با رئیس اورژانس 115 الیگودرز و خلبان این پروازها داشتیم.
مرگ مادر باردار شاخص سلامت کشورها است
رئیس اورژانس 115 که تازه از افتتاح بیمارستان صحرایی بزنوید بازگشته بدون ابراز خستگی میگوید: افتتاح این پایگاه از بهمنماه سال 95 یکی از تأثیرگذارترین امکانات برای نجات مادران باردار نقاط دورافتاده است. وی شعاع این پروازها را تا 150 کیلومتری الیگودرز اعلام کرد.
خسرو ظاهری مرگ مادران را شاخص سلامت در سازمان بهداشت جهانی عنوان کرد. و گفت پس از افتتاح پایگاه اورژانس هوایی در طی این مدت کاهش مرگومیر به صفر رسیده است در حالی که قبل از آن سالیانه مرگ 4 تا 5 مادر را شاهد بودیم که امتیازی منفی نهتنها برای استان بلکه برای کشور ایران بود.
وی اورژانس 115 را کارکنان خیلی گمنامی میداند که جان خود را برای نجات دیگران در طبق اخلاص میگذارند زیرا وجود این اکیپ باعث آرامش خاطر خاصی در مردم منطقه در شرایط بحرانی شده است که در صورت مسدود شدن جاده به کمک آنها میشتابند.
او میگوید وقتی پیشبینی میشود که شرایط جوی به سمتی میرود که امکان پرواز در روزهای آینده را نخواهیم داشت به افرادی که زایمان نزدیک دارند اطلاعرسانی کرده و چند روز قبل از موعد آنها را به شهر منتقل میکنیم.
وی لطف خداوند را شامل حال خود و همکارانش دانسته که برای چنین مأموریت حساسی انتخاب شدهاند. گاهی متولد شدن نوزادی در حین پرواز را بزرگترین شادی و نجات یک مادر و کودک را پاداشی بینظیر از سوی خدا میداند.
یکی از مأموریتهایش:
در پی تلفنی برای نجات مادری باردار و خانوادهاش رفتیم آنها از نیمهشب گذشته تا ساعت 11 روز بعد در برف و بوران به علت مسدود شدن جادهی روستای «مصیر» از توابع فریدونشهر، بدون هیچ آب و غذایی گرفتار شده بودند. آن روز مجبور شدیم من و همکارم آقای آزادی در آن بیابان بمانیم زیرا بالگرد ما فقط 4 تا 5 نفر ظرفیت دارد. اگر به علت کمبود جا تنها مادر را همراه خود میبردیم خانوادهاش در بیابان میماندند و شاید تا فردا نمیشد به شهر بازگردند لذا ما آنها را سوار بر بالگرد نموده درها را بستیم و خودمان چندین ساعت در آن هوای سوزناک تا بازگشت… بالگرد منتظر ماندیم
خلبان: زنی که تا دقایق آخر مشغول نان پختن بود
با پایگاه اورژانس هوایی تماس میگیرم اما متوجه میشوم که فاتح قلههای مملو از برف و درههای ناشناخته، جنگلهای بلوط را در نوردیده و پیشانی را به نماز سپرده است. یک ربع بعد خودش گوشی را بر میدارد، فروتنی عجیبی در کلامش دارد. گاهی بعضی از ما کافی است تا دو پله در زندگی بالا برویم آنچنان غروری ما را میگیرد که نگو و نپرس، چه برسد به آسمان.
از ایشان میپرسم آیا مقصدهای مأموریت شما شناخته شده و از قبل تعیین شدهاند؟ وی میگوید خیر اغلب پروازها مکان مشخصی ندارند زیرا تماسهایی که گرفته میشود توسط خود بیماران نیست بلکه از الیگودرز است که گرفتن آدرس دقیق مشکل است، باید از چند روستا این طرف یا آنطرفتر کسی را که واقف به آن مناطق باشد با خود همراه کنیم. ما تا جایی که امکان داشته باشد و شرایط اجازه دهد پرواز میکنیم.
او میگوید تمام مأموریتهای ما پر از خاطره است او کلامی از مخاطره بر زبان نمیآورد در حالی که میدانم زمینی که انسان میلیونها سال در آن ساکن بوده مملو از خطرات پیدا و پنهان است که بشر را همواره تهدید میکند، پس چگونه از کنار هجوم هوای ناشناختهای که هر لحظه خطرات عظیمتری را برای بالگردها دارد او با آرامش میگذرد؟
خلبان علمی ادامه میدهد تمام پروازها بهیادماندنی هستند مثلاً آن هنگام که بر بالین زنی میرسیم که تا دقایق آخر مشغول نان پختن بوده و همان جا زایمانش اتفاق میافتد با کمک تکنسین فوراً مادر و نوزاد را بلند میکنیم تا بقیه مراحل در بیمارستان الیگودرز انجام شود شاید باورتان نشود آن زمان که این بار امانت را تحویل میدهیم انگار تمام خستگی چهلسالهام یکجا بدر میشود. گاهی خودم شاهد چند زایمان بودهام که در بالگرد بچههای تیم انجام دادهاند. من آنوقت کاری با آنها ندارم و فقط صدای مادری که درد شدیدی میکشد مرا به جلو هدایت میکند.


او معتقد است اول لطف پروردگار که بارها به چشم خودش دیده آنجا که راه سخت میشود چگونه برایش از میان تودههای انبوه ابر راه باز کرده است و دیگری دعای خیر مردم و اعتمادی که به آنها دارند موجب خشنودی آنها شده است. جمله آخرش زیباتر بود: ما هیچ توانایی بدون اراده خدا نداریم و هیچ منتی هم بر سر مردم نمیگذاریم.
به امید روزی که در هیچ کجا هیچ مادر بارداری از دنیا نرود و لبخند نوزادش را به تماشا بنشیند.
تولد بر بال فرشتههای بالگرد الیگودرز